خرید بک لینک

درباره سایت

0748

امکانات وب

من: نیوشا به نظرت بخوابم میتونم جزوه رو تموم کنم امروز؟

نیوشا:آره باباااا. بیا بخوابیم.

دو ساعت بعد.

نیوشا:زهرا به نظرت برم بیرون؟ میرسم کارای صفرو انجام بدم؟

من:آره باباااا. برو خوش بگذرون.

آنها در نیمه شب بر سر خود کوفته در خالی که هیچ یک چس مثقال کار انجام ندادند.

برچسب: نویسنده: مینا اسدیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:32

آره سیگارو بذارم بر لبم این موزیک جدیده که دانلود کردم و گوش بدم با شلوار پارچه ای و تیشرت برم پیاده روی و به تخم بگیرم آناتومی رو.

ولی دریغ و صد افسوس.

برچسب: نویسنده: مینا اسدیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:32

وقتی خاوابت میاد و خوابت نمیبره انگار دستاتو بستن و دست میکنن تو موهات و تو هیچکاری نمیتونی کنی.

برچسب: نویسنده: مینا اسدیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:32

یه دوستی دارم از سر جلسه هر امتحان میاد بیرون گریه میکنه میگه خراب کردم. همیشه هم نمره ش از ماهایی که خر ذوقیم از اتمام امتحان بیشتر میشه. آخه مگه دبیرستانه خواهر من. بکش بیران. =))))

برچسب: نویسنده: مینا اسدیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:32

نمیدونم دلیل تپش قلبم وقتی میبینمت چیه.

شایدم میدونم و دارم خودمو گول میزنم.

برچسب: نویسنده: مینا اسدیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:32

انقدر هر استادی اومده و خواسته شانسی اسم صدا بزنه منو گفته. امروز بشرا میگه خوب شد علی رفت وگنه تورو میگفت. =)))))))))))))))))))) >))))))))))

خطر از بیخ گوشم رد شد.

برچسب: نویسنده: مینا اسدیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:32

شاید وقتی دیده بودمش با خودم گفتم که بهش تعلق دارم.:))

برچسب: نویسنده: مینا اسدیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:32

جر خوردگان چه کسانی بودند و درچه دوره ای میزیستند؟

جرخورندگان دانشجویان ترم دو عه پزشکی ورودی بهمن 97 هستند که از 8 صبح لغایت 8 شب کلاس داشته و مجبور بودند درس های سخت را نشخوار کنند. آنان با وجود پارگی های فراوان همچنان روحیه خود را حفظ نموده و مجبور بودند کراش ها و رل های سابق خود را هر روزه در هر نقطه از دانشگاه زیبا مشاهده کرده و لبخند بزنند و خم به ابرو نیاورند با اینکه آنان سوهان روحشان هستند.

برچسب: نویسنده: مینا اسدیان تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:56

چقدررر استرس داشت حاجی پشمام. چشماش گشاد شده بود اصلا.

چطور تونست آخه. آره. تقصیر خودمم هست.

برچسب: نویسنده: مینا اسدیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:52

کاش اون نوشته های رو کادو رو میکندم.

همه ش 3 دقیقه طول کشید ولی من به اندازه یک ساعت حرف داشتم بزنم.

برچسب: نویسنده: مینا اسدیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:52

دنبال یه چیز جدید بودن و تجربه کردنش رنگ میده به زندگیم.

مثلا معاشرت با یه آدم جدید.

گاهی دل بکنیم بابا. با تفکرات جدید بقیه آدما آشنا شیم.

ولی طول کشید برسم به این نتیجه.

برچسب: نویسنده: مینا اسدیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:52

الان فهمیدم که من واقعا روی قیافه تصمیم نگرفته بودم. دیشب فهمیدم یه چیزای دیگه هم بود. توضیح ش سخته ولی "مگر چند بار در زندگی انسان پیش می آید که شخصی که دقیقا همان است را پیدا کند؟"

حالا این همان خودت تویی یا اون کسی که دوست داشتی باشی.

اون کسی بود که من دوست داشتم باشم.

برچسب: نویسنده: مینا اسدیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:52

امروز یه امتحانی که 15 دقیقه وقت لازم داشت رو تو دو دقیقه دادم. خیلی جالب بود یا ابالفضل. حتی سوال هارو نخوندم همه رو از روی دختر کناریم زدم.

برچسب: نویسنده: مینا اسدیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:52

هیچی بلد نبود دختره.

صفر میشه

منم صفر میشم پس.

کاش شانسی میزدم.

برچسب: نویسنده: مینا اسدیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:52

سلام من خونه مون ام. رو تختم. هوا خیلی خوبه.

ولی شام سوپ داشتیم.

برچسب: نویسنده: مینا اسدیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:52

صفحه بندی